نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رسیدهای به جلال خود از جمال خودت از انتهای اُفقها از آن کمال خودت تو آمدی که حساب خدا درست آید رسیدهای که شوی پاسخ سوال خودت تو آمدی که بگویند فصل اشراق است که غرق نور زمین سازی از وصال خودت تو آمدی که جهان را پُر از علی بکنی که حل کنی همه را در شکوه آل خودت بخوانی أشهَدُ أَنّ عَلی ولیَُالله نشان دهی به جهان جلوهی جلال خودت ظهور کن که ظهورت دعای فاطمه است مبارک است شب مرتضای فاطمه است ادامهی همهی دعوت پیمبرها تجلی ثمرات حسین پرورها حواس فاطمه تنها به نام تو جمع است به التماس دعای تمام مادرها نشین بجای حسن تا تو را همه بینند که نوبت من و ما هم شود از آخرها بزن علم که بریزند کاخهای نفاق قدم بزن شکند زیر پات منبرها تمام همت ما جمع میشود با تو که شیعه را برسانی به فتحِ سنگرها بیا که شیعه به رزمایش تو آمادهست بیا به کشور ما ارتش تو آمادهست به کعبه تکیه بزن که قیام نزدیک است کنار رُکن یمانی سلام نزدیک است نشانهها همه جا پر شدهست میگویند که ظهر عشق ظهور امام نزدیک است بگو به جمع جهالت به جهل، جولان ده کمی نمانده دگر فتح شام نزدیک است نفس بزن که بریزند زور و ظالم و ظلم بگو به اینهمه غم التیام نزدیک است مدینه منتظر یک تقاص کهنهی توست مدینه منتظر است، انتقام نزدیک است ورق ورق دل تقویم کربلا با توست چه غم از اینهمه غم تیغ مرتضی با توست بگیر تیغ بنوشند اقتدارِ تو را که تب کنند و ببینند تا تبار تو را بگیر تیغ، خدا را به حال آوری و میان رزم ببیند علی، وقار تو را به روی گردن گردنکشان قدم بگذار که مُهر خویش کنند آتشین غبار تو را زمین به زیر قدمهای توست میشنود شکوه نعرهی لایمکن الفرار تو را احُد گذشت محال است تا که در بروند بزن که تا بچشد ضرب ذوالفقار تو را بتاب ای سحر شب فروز ما هستیم قسم به چفیهی آقا هنوز ما هستیم ****** بدخواه خاک ایران بی سرپناه گردد مستکبر زمانه حتما تباه گردد تصویر چاهزاده تقدیم چاه گردد کاخ سپید دشمن کاخ سیاه گردد هر سالنش یقیناً انبار کاه گردد عزت فقط نصیب زریهی خلیل است نمرود و طاق کارش شایستهی طویلهست ******* مرا ببخش که با تو قمارها دارم از انتظار خودم انتظارها دارم مرا ببخش که نام تو گفتم و پس ذهن برای منتظرانت شعارها دارم مرا هزار امید است و هر هزارتویی ولی ببخش که جز تو هزارها دارم به یاد تو که نیفتاد هر که من را دید از ادعا و نبودن عیارها دارم مرا به خویش نشان ده که خسته از قفسم تنیدهام به تن خود حصارها دارم نگاه توست که تقدیر ما بگرداند دعای گوشه نشینان بلا بگرداند بس است اینهمه اندوه در جهان برخیز دمیده حضرت خورشید آسمان برخیز صدای کودک غزه صدای گریهی قدس دعای زاریه یا صاحب الزمان برخیز صدای حجت حق میرسد به تک تک ما برای جمع جهان جان جمکران برخیز به پا بخیز تویی سیصد و چهاردهم به پا بخیز رسیده قرارمان برخیز میان یار و من و تو حجاب ما هستیم تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز مباد آنکه بمانی که یار بسیار است به پا بخیز برادر که کار بسیار است بیا که دیدهی ما را به گریه وا کنی و برای مادر خود خیمهای بهپا کنی و نشستهام سر راهت برای من کافیست دو لقمه نان و گلیمی که دست و پا کنی و میان مسجد سهله کنار خانهی خود چه میشود که کمی عشق نذر ما کنی و برای ام بنین و برای فاطمه و برای چهار امامم حرم بنا کنی و به درد کارگری میخوریم بین بقیع سپس حوالهی ما را به کربلا کنی و میان کربوبلا زخم مشترک داریم بیا که نعرهی یا لیتنا معک داریم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد