نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رسیدم کنارت، بالای جسم تو عزا میگیرم برادر، اباالفضل، نزن تو دست و پا برات بمیرم بمیرم با عمود فرقت دوتا شد دوتا دستات عزیز من جدا شد خدا سقای من آخر فدا شد پا شو لشکرم، ای پناهِ حرم پا شو دلبرم، سایهی این سرم پا شو منتظر مونده تُو خیمهها ببین دخترم، اصغرم، خواهرم واویلا، واویلا، اَمون از این غریبی ... علمدار، علمدار، چی شد دستِ علَمگیرِ بلندت؟ علمدار، علمدار، چی اومد سرِ اَبروی کمندت؟ ببین قدم چطور برات خمیده کسی داغی به این بدی ندیده بهم بگو کی دستاتو بُریده؟ چجوری با این وضع بریم خیمهها؟ تنت ریخته، پاشیده از هم جدا جواب سکینه چی باید بدم؟ اگه گفت: عموجون کجاست ای بابا؟ واویلا، واویلا، اَمون از این غریبی ... نه دستی، نه مَشکی، نه چشمی که بیای به سوی خیمه چه کرده با فرقت، عمودِ بیحیا عموی خیمه غمی مثل غم تو غم نمیشه یهجور زدن سر تو خم نمیشه تو که رفتی حرم، حرم نمیشه بمیرم برادر زمین خوردی درست مثل مادر زمین خوردی مگه تیر تُو چشمت نبود آخه چجوری تو با سر زمین خوردی؟ واویلا، واویلا، اَمون از این غریبی ... برادر، برادر، چرا بلند نمیشی پیش خواهر برادر، برادر، پا شو زینب رسیده جونِ مادر ببین تمومِ پیکرم کبوده همهش سوغاتیِ قوم یهوده یه مرد تُو کوفه و شام نبوده کجایی اباالفضل کم آوردم چشِت روشن کاشکی میمُردم میام علقمه روضهخونت بشم بگم از کیها من کتک خوردم واویلا، واویلا، اَمون از این غریبی ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد