نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راضیام اگرچه دنیا مرا رها کرد مادرانه من را ام البنین دعا کرد در زمانهای که بی رحم و بی وفا بود مادر اباالفضل تنها به فکر ما بود هرکجا شکستم نشستم از پا و افتادم زمین گفتم از دل و جان به قرآن مولاتی یا ام البنین مثل تو ندیدم امیدم مادر به دستان شماست ای پناه قلبم در عالم ما را کسی جز تو نخواست حال ما را ببین ای قمر آفرین (مادر باب الحوائج) ۲ چادرت پناه و سقف روی سرم شد سفرهی تو یک عمر نذری مادرم شد رو زدم به هرکس گشتم اسیر منت آخر از نگاهت بیبی گرفتم حاجت هر کجا گره خورد به کارم با قلب پر درد و حزین حاجت دل خود گرفتم از سفرهی ام البنین با شروع هفته به یادت هستم همیشه شنبهها من دلم گرفته دوباره من را ببر تا کربلا کن به حالم نظر کربلایم ببر (مادر باب الحوائج) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد