ذکر جنونم حسینه

ذکر جنونم حسینه

[ عباس طهماسب پور ]
ذکر جنونم حسینه
وصله‌ی جونم حسینه
هر چی می‌دونم حسینه
هر چی می‌خونم حسینه

قلب مَنو می‌کِشه، هر جا خاطرخواهشه
که ساربونم حسینه
تا بختِ من وا بشه، کربلام امضا بشه
بله بُرونم حسینه

رودم تا دریا می‌رم
یا می‌میرم یا می‌رم
صادر شه ویزا می‌رم
با یه تک امضاء می‌رم

عرش اعلاء می‌رم، تا کربلا می‌رم
به دلم افتاده، امروز فردا می‌رم

می‌رم و قربونِ آقا می‌رم
وسطِ روضه‌ی سقّا می رم
روزی با گریه به دنیا اومدم
روزی با گریه ز دنیا می‌رم

*****

اهل حسینیّه هستم
همین‌جا بارم رو بستم
شغل شریفم، گدایی
کاری که شاه داده دستم

دامنِ زهرا به معراج فرستد مرا
هر دفعه هیئت نشستم
یه جرعه از چاییِ روضه رو می‌نوشم و
قدّ یه مِیخونه مستم

کِی حرص جنّت خوردم؟
من مُهر هیئت خوردم
با گوشه‌ی چشمای
فاطمه قیمت خوردم

گرچه تُهمت خوردم، سنگ عترت خوردم
نبینم یک شب از هیئت غیبت خوردم

قسم از روز ولادت خوردم
خِیره هر چی غیرِ حضرت خوردم 
تا خودِ گور منم مستِ حسین
آخه از گهواره تُربت خوردم

حسین...

نظرات