دوستدارم این دو گل را نذر چشمانت كنم
سایر ذاکرینپسندیدن3
بازدید5.6K
دوست دارم این دو گل را نذرِ چشمانت كنم بیش از این چیزی ندارم تا كه احسانت كنم این دو كودك جایِ خود، من نیز قابل نیستم خاكِ پایت گردم و جان را به قربانت كنم گفتهام از پهلویِ بشكسته نامی آوَرَند تا مگر راضی به اذنِ این دو طفلانت كنم من خجالت میكشم از خیمهها آیم برون نیستم راضی كه یك لحظه پریشانت كنم داغِ اكبر، داغهایِ دیگرم برده زِ یاد من فقط گریه بر آن خورشیدِ تابانت كنم