دوباره گریون چشمای ارض و سماواته

دوباره گریون چشمای ارض و سماواته

[ ابوذر روحی ]
دوباره گریون چشمای ارض و سماواته
عمه‌ی سادات مهمون مادر ساداته

از زمونه دلشون خونه همه فاطمه‌ها
عالمی رو داره می‌کشه غم فاطمه‌ها
گریه می‌کنیم برا عمر کم فاطمه‌ها

هست این شبا دوباره، چشم امام رضا تر
گاهی برای خواهر، گاهی برای مادر

(سلطان آجرک الله)

تو آسمونا باز آهه رو لب پیغمبر
بستری‌اند ای وای ای وای یه مادر و دختر 

خسته از این‌همه درد بی دوا دو فاطمه
مرگشون‌ رو هی می‌خوان جای شفا دو فاطمه
چشم ثامن الحجج خونه برا دو فاطمه

داره امام هشتم غم روی غم تو سینه
گاهی دلش توی غم گاهی دلش مدینه

(سلطان آجرک الله)

بی‌قرار داغ فاطمه شده امام رضا
گریه می‌کنه ولی فقط برا کرب‌وبلا 
جلو چشماشه همه مصیبتای عمه‌ها

می‌کوبه روی سینه، سلطان ما مکرر
گاهی برا رقیه، گاهی برای خواهر

(سلطان آجرک الله)

نظرات