نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره من دلم تنگه برای کربلا برا حال و هوای سحرای کربلا برای شنبههای سفرهی اُمُالبَنین برای اونهمه برو بیای کربلا رومو هیچ موقع نمیزنه زمین (سفرهی اُمُالبَنین) ۲ گرههای کورو وا کرده همین (سفرهی اُمُالبَنین) ۲ یا اُمُالبَنین، گرفتارم یا اُمُالبَنین، تو رو دارم روزام میگذره هی با خاطراتِ کربلا فدا موکب و اون بند و بساطِ کربلا شبیهِ بچهها دوباره گریه میکنم من از اُمُالبَنین میخوام براتِ کربلا مُرده زنده میکنه، بیا ببین (سفرهی اُمُالبَنین) ۲ میده خرج کربلایِ اربعین (سفرهی اُمُالبَنین) ۲ (یا اُمُالبَنین، کم آوردم یا اُمُالبَنین، زمین خوردم)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد