دنیا مرا سرمی‌دواند باز

دنیا مرا سرمی‌دواند باز

[ میثم مطیعی ]
(دنیا مرا سر می‌دواند، باز
این سو و آن سو می‌کشاند، باز)۲

چون قایقی طوفان زده در دست امواج
ذرّه به ذرّه هستی‌ام (رفت به تاراج)۲

چشم من گم کرده راه آسمان را
پایم از کف داده آن تاب و توان را

دست من خالی، دلم پُر، سینه‌ام تنگ
از که پرسم راه و جویم کاروان را

(در غبار دنیا گم شدم من ای ماه)۲
(بر دلم بتاب ای شب چراغ این راه)۲

(ای وارث دلتنگی آدم،
 دل مرده‌ام آه ای مسیحا دم)۲

ای وارث رأس به خون غلطان یحيی
ای وارث تنهایی یوسف به صحرا

(وارث نوحی و در طوفان اسیرم)۲
وارث موسی‌ای و من غرق نیلم

وارث احمد ببین گم کرده راهم
وارث حیدر ببین ابن‌السبیلم

(من بَدَم ولی تو بهترین امیری)۲
آمدم محال است دست من نگیری

نظرات