نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دنیا بد است، بیتو مکان بدی شدهست ای صاحب زمانه، زمان بدی شدهست تو نامه دادهای که بیا، ماندهام هنوز آه از دلم که نامهرسان بدی شدهست حتّی پیامی از تو به اینجا نمیرسد بعد از تو باد، نامهرسان بدی شدهست بگشا آن دو چشم ربیعُ الاَنام را این چهار فصل، بیتو خزان بدی شدهست (ای خوب من، بیا و دلم را تکان بده این کوه سخت، سنگ نشان بدی شدهست) ۲ در بیزمان خویش مرا جاودانه کن این تیک و تاکها، هیجان بدی شدهست غرق گناهم و به نگاهت امیدوار با خود مگو چقدر جوان بدی شدهست دست مرا بگیر که یخ زد بدون تو جان مرا بگیر که جان بدی شدهست * * * * جان مرا بگیر، به یک روضه از حسین اشکی حواله کن به من مانده زیر دِین ای روضهی حسین تو، نوح نجات من خون گریه بر تو جوهر سرخ دوات من (با ما بگو به زمزمه، آهسته در خفا از روضهی سری که بریدند از قفا از خیمهها که امن نبودند بیحسین از گوشوارهها که ربودند بیحسین) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد