نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دَمِ فاطمه، منم نوکر پرچم فاطمه منم تشنهلب، تشنهی زمزمِ فاطمه به مؤذن اذان عزا میدهم بخوان روضهخوان بخوان در عزای غمِ فاطمه بخوان نوحهی ماتمِ فاطمه بزن سینهزن به سینه بزن در عزای علی که شد فاطمه جانفدای علی عزادار باش عزادار مظلومی یار باش عزادار آن مادرِ مانده بین در و میخ و دیوار باش بکن گریه بر گریهی نَمنَمِ فاطمه به آتش زدن حریم خدا را به آتش زدم حریم علی و حریم ولی دل نور را عدهای شبپرست در خانه را مست و هیزم به دست حریم نبی، حریم همه انبیأ را به آتش زدن چه بد زد به در، لگد زد به در لگد زد به قرآن و در را شکست فقط در نه، پهلوی زهرا شکست ای پدر، محسنم سقط شد لگد زد به در، محسنم سقط شد علی را رَسَن بسته بردن و من کنار حسین و کنار حسن در آن بین، بیهوش و با حال بد کمک خواستم، فضه آمد مدد غم شوهرش یک طرف غم کودک پَرپَرش یک طرف گریز غم روضههای پسر غم روضهی دخترش یک طرف دوان آمده چرا مضطرب عمه جانِ امامزمان آمده؟ چرا حرمله با سنان آمده؟ چرا شمر سمت تنی نیمهجان آمده؟ چرا خنجرش را کشیدهست آه ندیده مگر مادرش قد کمان آمده؟ سرش را بریدند و بر نِی زدند چرا دَه سوار به سمت تن بیسرش اسب را هِی زدند؟ **** یادش بخیر موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر چرا خاطرات من روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد من بیوضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم ما جمع شدیم دور هم تا گریه کنیم بر آن بدنی که عاقبت جمع نشد **** فاطمه بین در و دیوار میخواند تو را زینب کبری سر بازار میخواند تو را یا صاحبالزمان، یا صاحبالزمان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد