نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ماه من را دم سحر کشتند هستیام را به پشت در کشتند اهل عالم به داد من برسید مادرم را چهل نفر کشتند چهلتا بی حیا بی خبر از خدا میزدنش چرا چرا چرا؟ به زیر دست و پا میون شعلهها شد محسنش فدا فدا فدا وای مادر وای مادر، وای مادر وای مادر یا فاطمه جان من را سر گذر کشتند قلب من را چه بی خبر کشتند اهل عالم به داد من برسید مادرم را چهل نفر کشتند یه نانجیب پست حرمتشو شکست تنش به خون نشست نشست نشست سیدا خیلی بد مادرتونو زد به قصد کشت لگد لگد لگد (وای مادر وای مادر) مادرم را که با پسر کشتند پسرش را به صد شرر کشتند مادرم بین قتلگه میگفت پسرم را به نرخ زر کشتند یه عده بی هوا ریختند تو قتلگاه سرو کنند جدا جدا جدا یکی رو سینهشه موهاشو میکشه زینب فداش بشه (سرو برد معجرو برد چشم دلش سیر نشد چشم دلش سیر نشد دوباره اومد پیاده رفت از گودال سواره اومد حیا نمیکنند کشتنت ولی تو رو رها نمیکنند) (خرمای نخلستان من خرمای ختمت شد همسایهها خوردند و خندیدند و رفتند)
هنوز نظری ثبت نشده