نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستم گرفت و مثل پدر تا حرم کشید گفتم سلام، دست به روی سرم کشید با گوشهی اباش، به چشم ترم کشید ناز مرا رئوف تر از مادرم کشید تلخم ولی شبیه عسل میکند مرا (مثل همیشه زود، بغل میکند مرا)۲ آقای مهربان به دلم تا نگاه کرد گمراه را به سوی حرم سر به راه کرد آلوده را مسافر این بارگاه کرد رحمی به حال دربهدری بی پناه کرد (دلشورههای من، همگی بر طرف شده حالم شبیه حال گدای نجف شده)۲ (افتاده سوی ما نظر مرتضی علی)۲ سلطان ما شده پسرِ مرتضی علی کههف البراست زیر پر مرتضی علی سلطان، کرم به روی کرم میکند حراج دیدم شفا گرفتن بیمار لاعلاج دل مردهام مسیح منی ثامنالحجج بر سینه دست رد نزنی ثامنالحجج کردی محال را شدنی ثامنالحجج مثل علی ابالحسنی ثامنالحجج بیمار آمدم که مداوا کنی مرا مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا با بندگی به طعم عبادات میرسم از خاک بوسیات به سماوات میرسم با گریه با اوج مقامات میرسم آخر شبی به فیض ملاقات میرسم دستور دادهای که بدانند عالمیت رسم رسیدن به خدا گریه بر حسین است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد