تصویر حاج منصور ارضی - در این دهه دلداده‌ی دلدار باید شد

در این دهه دلداده‌ی دلدار باید شد

[ حاج منصور ارضی ]
در این دهه، دلداده‌ی دلدار باید شد
روشن ضمیر از مطلع الاموال باید شد

حتما نباید بخت با تو یار باشد که
در عاشقی با بخت گاهی یار باید شد

تا خیمه‌ی ارباب، تنها یک قدم مانده
کم‌کم مهیای شب دیدار باید شد

اینجا سمج باشی نصیبت عاقبت خیری است
در نوکری درگیر استمرار باید شد

محرم شدن شرط فقط حرمت نگهداری است
ماه مُحرم، مَحرم اسرار باید شد

پای علی ماندن، بدان سختی فراوان است
در راه حیدر، میثم تمار باید شد

با گریه بر فرزند او با مادرش زهرا
همسایه‌ی دیوار به دیوار باید شد

بالاتر از ذکر حسینت، هیچ ذکری نیست
در شور گرم افضل الاذکار باید شد

چشمی که گریان شد به نامحرم نمی‌افتد
این اشک نم‌نم را امانت‌دار باید شد

گر عزت بسیار از ارباب می‌خواهی
در پیش نوکرهای آقا خار باید شد

یا سیدالابرار، محکم کار را بستیم
با نیمه قطره اشک، از ابرار باید شد

گر میل داری که طبیب آید به بالینت
در روضه‌های کربلا، بیمار باید شد

خواهی پلکی زدیم و شد شب پنجم 
از این بابت راهی به سوی قتلگاه یار باید شد

خواهی اگر کعب باشی مثل عبدالله
از خواب غفلت بی گمان بیدار باید شد

ارباب تنها مانده، لشکر دوره‌اش کردند
دیر لست، فورا عازم پیکار باید شد

قول شرف دادیم که مرد خطر باشیم
پای امام آمد وسط باید سپر باشیم

منم عبدالله و از ذریه‌ی پنج تنم
نوه‌ی حیدر کرار، یل بت‌شکنم

جوشنم هست به پیکار، همین پیروهنم
یادشان مانده جَمل، من پسر آن حسنم

دور از جنگ شدن کار دلاورها نیست
رسم ما سازش با قوم ستمگرها نیست

در دلم واهمه از صف لشکرها نیست
سن کم، مانع پرواز کبوترها نیست

تا به کی صبر کنم، حوصله‌ام سر رفته
سوی این معرکه حتی، علی‌اصغر رفته

خاک امامه‌ی مولا، مرا پوشانده
غم تنها شدنش، قلب مرا سوزانده

زیر لب اشهد خود را نه، مقتل خوانده
چه کسی جز من از این فیض، مگر جا مانده

در غریبی عمو پر شده از غم نفسم
عمه آماده‌ی پرواز کنج قفسم

عمو حسین...

چه شنیدم به عمو باز جسارت شده است
همه جای بدنش، غرق جراحت شده است

تشنگی‌اش سبب رنج و مشقت شده است
ماندنش در دل مقتل، دو سه ساعت شده است

من نمُردم که به پیشانی او، سنگ زنند
تا که هستم نگذارم به مویش چنگ زنند

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد