نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داره بازم صدای گریهی بارون میرسه صابخونه درارو وا کن داره مهمون میرسه اومدم تا دستای خالیمو بالا بگیرم اومدم با نیت دیدنت احیا بگیرم دلم آشوبه، اسیر بغض ممتدم نکن آخرین شب از شبای قدره، پس ردم نکن شب قدره اومدم بگم چقدر پشیمونم شب قدره میدونم که قدر تو نمیدونم امیدم تو این شبا به بخشش تو بیشتره اگه تو نگذری از من خدا هم نمیگذره کاشکی امسال به منم از اون نگاها بکنی کاش در باغ شهادتو برام وا بکنی آقاجون به جون اون قبلهی حاجات قسم آقاجون به عمهی کوچیک سادات قسم به همون دستای کوچیک گره وا میکنه به همون سه سالهای که کار زهرا میکنه نگاه کن تا فردا پیش زهرا رو سپید بشم آقاجون برا منم امضا بکن شهید بشم (یابن الحسن، یابن الحسن...)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد