نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داره باباشو میبَره میدون خودش جلوتر میخواد بِده جون کی میگه واسش زوده؟ عطش بهونهش بوده رو دستای باباشه خیالشم آسوده علی لالایی، علی لالایی... **** دستای بابا یهو تکون خورد سهشعبه اومد ششماهه رو بُرد سرش به مویی بنده حرمله هم میخنده پوست لبای اصغر پوست ربابو کَنده علی لالایی، علی لالایی... **** این بچّه اصلاً تقصیر نداره ششماهه کُشتن تکبیر نداره یخ کرده دستاش سرده دست و پاشو گم کرده حسین به سمت خیمه هِی میره برمیگرده علی لالایی، علی لالایی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد