نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خوش به آن دل که بر آن زلف گرفتار بماند هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند آنکه در معرکه افتاد فراموش نشد شیعه آتش به جگر داشت که خاموش نشد شبنم از خویش که زد جلوهی خورشیدش کرد هرکه زد نعره حسن فاطمه جاویدش مرد کربلا دید زمین جلوهی صدها حسن است آخرین حسن ختام شهدا با حسن است ***** نیست از واژهی الله جدا عبدُالله میبَرد بالِ مرا تا به خدا عبدُالله باید از خویش بپرسیم به هر شب هر صبح کیستی؟ بندهی نفسیم و یا عبدُالله باید از خویش بپرسی که چه باید بکنی تا بخوانند در این راه تو را عبدالله تا خدا راه نداریم اگر گریه کنیم نیست راهی زِ دل سوخته تا عبدالله آنقدر غرق حسین است نفهمیده هنوز که شده حُسنِ ختامِ شهدا عبدالله کیست او سرخی احرام اباعبدالله نام او جا شده در نام اباعبدالله او رسیده به غمی که نرسیده زینب دیده او صحنهی تلخی که ندیده زینب ****** توی قلب ما دیگه نوا نموند خندهای رو لب بچهها نموند همه مردای حرم شهید شدند دیگه هیشکی توی خیمهها نموند ذکر یا فاطمه نجوای منه یا علی به روی لبهای منه من آقازادهی شیر جملم غیرت حسن تو رگهای منه دوست دارم که من رو انتخاب کنه خدا این دعامو مستجاب کنه من دلم تنگ داداش قاسممه کاش عمو روی منم حساب کنه توی خیمهها عجب حالی میشه تا که دور و بر تو خالی میشه حالا که رفتند همه اگه منم جون بدم برای تو عالی میشه عمه دستای منو رها بکن واسهی عاقبتم دعا بکن بذار من برم که تنها جون نده چند نفر به یک نفر نگاه بکن ****** کوچه غوغاست، آتیش برپاست خانوم خانوم مسمار شد داغ، خوردی شلاق خانوم خانوم گیر کرده بودی پشت در محکم لگد به این... پیش چشای بچهها تو رو چهل نفر... میخ در دیدم پر خونه چشمای حسن گریونه شلاقو عمر میچرخونه این عمر چقدر نامرده چادر تو رو له کرده ****** حسن تب دارد و در خواب گوید نزن سیلی ستمگر درد دارم ****** میدیدم دور سرت قیامته شمر روی سینهی تو چه راحته مادرت داره تماشا میکنه تو رو هی میزننت سه ساعته یکی با پا تنشو تکون میده ساربان شمرو کشیده به کنار داره انگشترشو نشون میده ضربهها یه لحظه فرصتش نداد خواست بلند شه نیزه مهلتش نداد هی صدا میزد عمو که تشنمه یه نفر یه قطره آب بهش نداد دور ماها چقده سر و صداست رو لبای تو نوای ربناست نگرانی رو تو چشمات میدیدم فهمیدم نگات به سمت خیمههاست ****** ببین عمه شبث داره به پهلوش نیزه میکوبه بذار کاری کنم عمه بمونم دق کنم خوبه ببین عمه یکی داره پاشو رو سینه میذاره میخوام کاری کنم زودتر پای نحسش رو برداره ****** میرم پیش بابام اونجا خوبه احوال من عمه پر از نامحرمه گودال نیا دنبال من عمه ****** توی بازار با اضطراب میرفت چشمت روشن بزم شراب میرفت (وای وای زینب)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد