نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روزای عمرم رفته و هنوزم من دارم با روضهت میسوزم با تو خوبه حالم توی این زمونه کاش بشه آقا این نوکری ما تا ابد بمونه توو روضهت آروم نمیگیرم چرا از داغت نمیمیرم؟! شنیدم با، نیزه روی خاک، هی تو رو کشیدن تو رو پیش، چشم مادرت، زنده سربُریدن (حسین عزیز دل من) هرجا که باشم هرجوری که باشه این دلم محاله ازت جداشه پرچم سیاتو بزم روضههاتو تا ابد رو دوشم میذارم آقا بیرق عزاتو مهم نیست اصلاً کجا باشم نمیخوام از تو جدا باشم بذار توو آغوش گرم تو، آروم بگیرم یه شب توو این، روضهها آقا، برات بمیرم (حسین عزیز دل من) شاعر: آقای پوریا باقری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد