مرا با اشک شیر داده مادر در عزاخانه که طعمی بهتر از معجون اشک و شیر مادر نیست نه من آباء و اجدادم تماماً نسلاً در نسل گدا هستیم چون آقاتر از آقای بیسر نیست یقینا چشمهی فیض است چشمی که پر از اشک است ندارد سود قطعاً دیدهای که در غمش تندیس نیست بدون قبضه دل بردی، ندیده عاشقم کردی همیشه بندهات هستم که چون تو بندهپرور نیست زیاده خواستم از زر خود تو بیشتر دادی که جای دیگری یک کیسه زر چندین برابر نیست مرا پاگیر کردی، بس که پی در پی کرم کردی کسی مانند تو حداقلش حداکثر نیست مرا مخلصترم کن تا پسند مادرت باشم که چیزی از رضایتمندی صدیقه بهتر نیست حسینی بودن ما از دعای مادرش زهراست هر آنکس که حسینی نیست، با زهرای اطهر نیست محرم آمد و لبیک هَل مِن ناصرت هستیم خدا رو شکر پای روضههایت گوشهامان کَر نیست قیامت میکنی روز قیامت با حضور خویش اگر بیسر نیایی عرصهی محشر که محشر نیست