حَرمت خیلی خوشگله آقا بایدم باشه، اینجا ایرونه اینجا هر کی که از شما باشه بیضریح و حرم نمیمونه من که اصلاً گدا نمیبینم همه دارند میان به درگاهت شک ندارم گرفتن این مَردم حاجتهاشونو تو قدمگاهت از کنیزت یه نامه آوردم از خودم هم یه چنتایی کفتر مادرم خیلی دوستون داره ولی آقا خودم یهکم بیشتر مادرم آخرای دنیاشه دیگه از جاش نمیتونه پاشه اگه دارو میخوای بدی آقا واسه زانوی مادرم باشه نمیتونه بیاد دیگه پیره کارش امّا هنوز پیشت گیره دیدم آخه یه وقتایی میره دامن خواهرت رو میگیره **** پا شدم آبله پیدا کردم از خودم فاصله پیدا کردم سعی کردم به تو مشغول شوم حیف شد، مَشغله پیدا کردم یَابن الحسن، من سر اینکه به تو دل دادم با همه مسئله پیدا کردم در نمازم خم ابروی تو را در قنوتم، گِله پیدا کردم انتظار این همه انصاف نبود مُردم و فیصله پیدا کردم از خودم دور شدم کاری کن گم شدم گور شدم کاری کن آفتاب شبِ یلدای همه گریهی پشتِ تمنّای همه هیچ کس یادِ غریبیِ تو نیست گریه کن جای خودت، جای همه بی تو دارند همه میمیرند زود برگرد مسیحای همه همهی شهر به چاه افتادند مددی یوسف زهرای همه بنشین تا بنشانی همه را دربیار از نگرانی همه را **** در حریم قدسیات بالِ مناجاتی بده گنبدت دل میبَرد وقت ملاقاتی بده دستهایم خالی از پیش است سوغاتی بده من فقیرم، تکّه نانی بهرِ خیراتی بده از کنار تو گدا با دست خالی رد نشد نیست عاقل هر کسی دیوانهی مشهد نشد از دَمِ گرمت مسیحا صاحب دَم میشود بی تو باشم حضرت خورشید سردم میشود نان برای خوردن و بردن فراهم میشود من زیادیم فقط؟ از سفرهات کم میشود؟ ما لبِتشنه لبِ دریایمان پیش شماست هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست این حَرم را چشمهای تار میخواهد چهکار؟ پنجره فولادِ تو بیمار میخواهد چهکار؟ دل به تو بسته طنابِ دار میخواهد چهکار؟ خب مداوایش بکن اِصرار میخواهد چهکار؟ پنجره فولادِ تو بیمار را آورده است تو جوابش را بده دکتر جوابش کرده است برخلاف دست، چشمم پُرتر از این حرفهاست آبِ سقّاخانهات تببُرتر از این حرفهاست این گرفتارت شدنها حُرتر از این حرفهاست نان بدون عشق تو آجرتر از این حرفهاست در رواق تو تمامی جهان جا میشود زودتر از گفتنِ حاجت گره وا میشود **** آسمانت مالِ من، بال و پرم مالِ شما تو برای من، تمام کشورم مالِ شما گم شدن در صحن مالِ ما، حرم مالِ شما زیر پایت مالِ من، بالا سرم مال شما زائرت هر کس شود، ختم به خیرش میکنی پاش بیفتد اگر، حُر را زُهیرش میکنی دوست دارم با شما باشم، اجازه میدهی؟ تو رئوفی من گدا باشم، اجازه میدهی؟ شامل لطف رضا باشم، اجازه میدهی؟ با تو یک شب کربلا باشم، اجازه میدهی؟ دست و پاگیرم تو امّا، دستگیری میکنی مهربانیهای جبرانناپذیری میکنی راه افتادی و زیرِ پات ایران ساختند تکّهای از خاک ایران را خراسان ساختند با وجودِ تو در این کشور، مسلمان ساختند تو همان لطفی که در پاسخ به سلمان ساختند در نگهداریِ گُل خود را نشان دادیم ما تا ابد مدیونِ زنهای سنابادیم ما **** قلم بر صفحه سرگردانِ عشق است و دفتر سفرهدارِ خوانِ عشق است یتیمِ شهرِ مکّه شد پیمبر همان که صاحبِ قرآنِ عشق است اگر گفتند أبتر، کور بودند که زهرا گوهرِ تابانِ عشق است پسر عمّش أبَا الأیتام آنکه خودش بابای فرزندانِ عشق است **** نوشتن از تو حساب و کتاب داشت، نداشت؟ و نور چشمِ تو را آفتاب داشت، نداشت؟ کرامت تو مگر که حساب داشت؟ نداشت بگو که شب شد و چشم تو خواب داشت؟ **** زمانه بر سرِ جنگ است یا علی برگرد مدد به غیر تو ننگ است یا علی برگرد **** پسر عمّش أبَا الأیتام آنکه خودش بابای فرزندانِ عشق است کریم و مهربان و دست و دلباز حسن، بانیِ هر احسان و عشق است و آن نامی که سر خطِّ جنون است حسینم وای، سرگردانِ عشق است عجیب است اینکه بیمار است سجّاد دوای دردِ بیدرمان عشق است امام باقر آن علّامهی دهر دبیر دانشآموزانِ عشق است کسی کز دستِ صادق آب خوردست مُریدِ مرد با ایمانِ عشق است کلیدِ بابِ حاجات است کاظم خودش محبوس در زندان عشق است **** این همه راه اومدم آخه قراره خاک پات بشم آقا خستهام خیلی خسته کاری کن الهی من فدات بشم آقا **** حَرمت جای نا امیدا نیست هر کی از مشهدِ تو برگشته میگه هشتش گِروئه نُهش بوده ولی حالا نُهش گِروئه هشته هر کی یکبار بیاد به پابوست تا ابد دلش پیشت گیره خیلیام دور اگه ازت باشه با یه عکس حرم دلش میره خودتم جای ما اگه بودی عمراً از اینجا برنمیگشتی خوب میخواستم برم نمیاومدم کجا رو دارم برم مشتی **** رئوف و مهربان، آقاست مَردُم علی موسیالرّضا سلطان عشق است جوانیام فدایِ نوجوانش جواد است و بلاگردانِ عشق است دلِ ایرانیان شد هادیآباد بمیرم خانهاش ویرانِ عشق است زِ حلمش شیعه جانی تازه دارد امام عسکری جانانِ عشق است