نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حرم افتاد دست نامحرم ماندهام بین قومِ بیگانه حرمم مدتیست تاریک است مثل شبهای سخت ویرانه (پرچم آستانه را بردند در این بارگاه را بستند) ۲ جای زوّار در حرم خالیست راه این سرپناه را بستند خادمان، زائران، همه رفتند شاهدِ غربتم غبارِ ضریح هیچکس نیست تا برای دلم روضهخوانی کند کنار ضریح دوری از تو برای من سخت است من که عمری دچار تو بودم (جای اصغر کنار تو امن است کاش من هم کنار تو بودم) ۲ باز بیاختیار میافتم یاد آن شب که دخترت گم شد زجر با تازیانهاش آمد ناگهان در دلم تلاطم شد هی صدا میزدم تو را بابا هی صدا میزدم عمویم را پایی آمد به من لگد زد و بعد دستی آمد کشید مویم را2 یا حسین یا حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد