حرارت دیده‌ات را تار کرده

حرارت دیده‌ات را تار کرده

[ حاج منصور ارضی ]
حرارت دیده‌ات را تار کرده
لبت را خشک و رعشه‌دار کرده

عمیقاً گودیِ در زیر پلکت
دوتا چشمِ مرا خونبار کرده

ربابه مادرت را بین خیمه
فراقت، تشنه‌ی دیدار کرده

به مَرکب آب دادند و به ما نه
تنت را تشنگی تب‌دار کرده

تَلَظّی کردنت مانند ماهی
جهان را بر سرم آوار کرده

برای دردِ شیری که نخوردی
ترک‌های لبت اظهار کرده

کمانِ حرمله دل‌سنگ بود و
مرا دل‌خون، در‌ این پیکار کرده

علی‌جانم شدی مانند محسن
سه‌شعبه، جِلوه‌ چون مسمار کرده

تمامِ عرش را، خونِ گلویت
شبیه دشتِ لاله زار کرده

خجالت از رباب و گریه‌هایش
عجب کار مرا دشوار کرده

سرت سمتِ عقب برگشته انگار
سه‌شعبه با تو بد رفتار کرده

شنیدم که برایت حق تعالی
به جَنَّت، مُرضعه احضار کرده

تو می‌بینی سرت فردا به نیزه
ربابه مادرت را زار کرده

علی لای لای...

نظرات