حال و روز من بَده از تو دور شدن به من ابداً نیومده آخه من دلم پُره عشق من به کربلا خارج از تصوّره ای تمومِ زندگیم عاشق تو بودم از ابتدای بچّگیم عاشقونههای من توی روضه میچکه روی گونههای من حسین، حسین، حسین... **** من فقط تشنهی خندیدن لبهای تواَم جان من، جان خودت، جان خدا قهر نکن در شهر ما رسم است هر کس را که قهر کردهست محکم ببوسند و در آغوشش بگیرند بغل شمر نرو تا بغل زینب هست **** من از تاریکیِ شبهای این ویرانه میترسم تو را آوردهام که ماهِ تابانِ خودم باشی **** در دفترِ عاشقان ضرر خوبتر است بیتابیِ اوضاعِ بشر خوبتر است وقتی که قرار است تو سامان بدهی دنیای بههم ریختهتر خوبتر است **** خورشیدِ من آمدی شبانه قدری بغلم کن عاشقانه نشناختمت در اولِ کار نفرینِ خدا به این زمانه سالم لب من، لب تو زخمی این نیست به والله عادلانه در شام شتر تکان نمیخورد خوردم کتکی به این بهانه من که به عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه اُمُّالبنین یا اُمُّالبنین اباالفضل... یا اُمُّالبنین، یا اُمُّالبنین...