حاج قاسم رفت، اما داستانی مانده است حاج قاسم رفت و راهِ بیکرانی مانده است در تنورِ سینهها، آتشفشانی مانده است مکتبش را دوستان و دشمنانی مانده است حاج قاسم رفت، اما امتحانی مانده است تازگیها هر طرف رو میکنی، روزِ خداست مالِکِ اَشتَر، زمین افتادنش هم ماجراست حاج قاسم، راز و رمزِ فتحِ خرمشهرهاست با علی همراه شو، میزان علیِ مرتضیٰست غیرتِ صِفینیان را نَهرَوانی مانده است ای خمینی باوران! دنیا جمارانی شده است ای مسلمانان! وقتِ تجدیدِ مسلمانی شده است شهر را یک روز میبینی چراغانی شده است کربلا تا قدس لبریزِ سلیمانی شده است منتظر باش، اتفاقِ ناگهانی مانده است نور پنهان، ماه پُشتِ ابرها، ظُلمَت زیاد دشمنی بسیار و فتنه بیحد و بِدعَت زیاد بزدل و کجفهم و سازشکار و بیغیرت زیاد کوفیان! ما اهلِ ذلت نیستیم، عزت زیاد در دلِ ما قابِ عکسِ پهلوانی مانده است حاج قاسم کربلایی بود، سر تا پا حسین خوش به حالِ آنکه تا آخر بماند با حسین لِلَّذینَ آمَنوا فی هذهِ الدُنیا، حسین هرکه عزمِ کربلا دارد، بگوید «یا حسین» بارِ سنگینی به دوشِ کاروانی مانده است