نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جعفرابن محمد هر روز خیلی واضح صریح بی پرده چهارتا مرد و چهار تا زن رو سر سجاده لعن میکرده میشناسید کیا بودن فهمیدین کدوم زنه میدونید امام عصر کیو دارش میزنه تقیه تقیه دستامون وصله برا لعن جلو بقیه نه صلاحه که بگم کی اون بته قریشه نه اجازه هست بگم کی بود سل از لقیه پس بگو لعن الله فلانً و فلانً و فلان تا ابد لعن الله فلانً و فلانً و فلانً روز و شب لعن الله فلانً و فلانً و فلان بی عدد لعن الله فلانً و فلانً و فلان یا شنیدم که مولا هر روز از ته دل دعا میکرده که بتای قریش ساقط شن آخرین بتشکن برگرده فتنهساز جمل و برگشت حدش میزنه اون آقای بتشکن حجت ابن الحسنه دوباره دوباره یه نفر مثل علی بتا رو درمیاره شتر مرگ میخوابه واسه دومین بار در خونهی همون زن که شترسواره پس بگو لعن الله فلانً و فلانً و فلان تا ابد لعن الله فلانً و فلانً و فلان روز و شب لعن الله فلانً و فلانً و فلان بی عدد لعن الله فلانً و فلانً و فلان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد