نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو یادگار حسینی که کربلا دیدی شبیه عمّهی مظلومهات بلا دیدی سری به نیزه بلند است را شما دیدی و غارت حرم و خیمهگاه را دیدی دو چشم گریهی تو تا همیشه آباد است در این سکوت، تو صدهزار فریاد دیدی همه از خیمهها بیرون دَویدند ولی سالارِ زینب را ندیدند برای گریهات آقا اشاره کافی بود همین که چشم تو بیند سهساله، کافی بود گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود به آب دادنِ ذبحی نظاره کافی بود تو را به غصّه چهل سال مبتلا دیدند به لحظه لحظه گریزِ تو کربلا دیدند اگرچه عصر دَهُم قسمتِ تو غم گردید که سایهی پدرت از سر تو کم گردید اگرچه تب نگهت را زِ درد تیره نمود اما خدا برای امامت تو را ذخیره نمود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد