تو حسینی که همه خلق گرفتار تواند انبیا تا به صف حشر عزادار تواند نفس شیعه در، غم تو ناله و آه باَبی اَنتَ و اُمّی یااباعبدالله به چه تقصیر، لب تشنه بریدند سرت کاش می.بود کنارت علیاکبر پسرت رگ خونین تو را فاطمه میکرد نگاه بابی انت و امی یااباعبدالله اهل کوفه چقدر سنگدل و پست و بدند طفل معصوم تو را بر سر نعش تو زدند کعب نی پیکر اطفال تو را کرد سیاه باابیانتوامییااباعبدالله به خداوند قسم قلب تو را آزردند حرم محترمت را به اسیری بردند شمرو خولیّ و سنان شد همگان را همراه باابیانتوامییا اباعبدالله