نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو آرزوی گهوارههایی هر جا که هستی، علی لالایی خسته شدی از این جابهجایی چشماتو بستی، علی لالایی جای من نیزه حنجرتو بوسیده سرِ به نِی کی دیده؟ شیرخواره باشه؟ پارهی طفلم رو نیزه میبَره به هر سو بچهم الان باید تُو گهواره باشه انگاری قسمته باشی جلو چِشَم نیزهنشین بشی، ناقهنشین بشم لالا علی، علی ... من موندم و این آشفتهحالی من موندم و این آغوش خالی میبینی جونم؟ بیتو میخونم لالا برای طفل خیالی خیلی بالایی، پیش سر بابایی تو افتخار مایی، مَرد ربابی من غرق ماتم، از تَرَک لبهاتم انگار که اون بالا هم تشنهی آبی دِق کردنم از این غم دیگه نزدیکه خیلی سرت برا سرنیزه کوچیکه لالا علی، علی ... رُوتو سوزونده گرما، بمیرم بعد از تو زیرِ سایه نمیرم از پای نیزه فقط میتونم سایهتو توی بغل بگیرم قنداقهت پاره، غارت شده گهواره دنبال تو آواره، شدم تُو هر شهر چشم به راهم تا، بیای به خوابم شبها شیرت ندادم اما، بیا نکن قهر دیدی وفا نکرد، این زندگی به من مونده روی دلم، مادر بگی به من لالا علی، علی ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد