نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تنبهتن میجنگم؛ یاد حسن میجنگم من فدای حقّ و با اهرمن میجنگم رجز میخونم، صدا بپیچه توو عالمین شده أحلی مِن عسل، دم سرباز حسین چون علی شیر خدا، من یل بتشکنم قاسمبنالحسنم پسر شاه کرم؛ شاه شیرینسخنم قاسمبنالحسنم شیر نر میآید؛ صاحبجگر میآید در جمل، بابا و حالا پسر میآید همینکه خوردم زمین، تو رو میدیدم عمو روی دست فاطمه، دارم جونمیدم عمو بهفدای تو عمو، همهی جانوتنم قاسمبنالحسنم بین این دشت بلا، خاکوخون شد کفنم قاسمبنالحسنم جانبهکف میجنگم؛ صفبهصف میجنگم با مدد از مولا، شاه نجف میجنگم شنیدم روز أزل؛ میخونم من تا ابد به هرجا و هرزمان فقط یاحیدرمدد از غم و عشق حسین آمدم دمبزنم قاسمبنالحسنم شهد شیرین عسل میچکد از دهنم قاسمبنالحسنم إنّی أنا القاسم مِن نسل علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد