تصویر سعید کرمعلی - تاریکم بدون تو گم کردم نشونی‌تو

تاریکم بدون تو گم کردم نشونی‌تو

[ سعید کرمعلی ]
تاریکم بدون تو گم کردم نشونی‌تو
می‌گیرم بهونه‌تو یا صاحب الزمان

برگرد ای قرار من پائیزه بهار من
می‌خونم دوباره من (یا صاحب الزمان)۲

(دنیا چقدر منو عوضم کرد یا اباصالح
من برنگشتم اما تو برگرد یا اباصالح)۲

هیچی منو نمی‌کنه دلسرد یا اباصالح
ای مرد این زمونه‌ی نامرد یا اباصالح

اَدرِکنا یَا ابنَ علی...

کی واسم می‌مونه تو، می‌بینی جوون تو 
پیر میشه بدون تو یا صاحب الزمان

دوست دارم یه روز منم با اسمم صدا کنی
از دنیا جدا کنی یا صاحب الزمان

(از زندگی بدون تو سیرم یا اباصالح
یعنی می‌بینمت یا می‌میرم یا اباصالح)۲

شبا که کربلا میری بزم روضه می‌گیری 
عمه‌تون میگه دیگه بپوشه رخت اسیری

از حسین جدا میشه به زودیا یا اباصالح
بدنش پر میشه از کبودیا یا اباصالح

جلوی نیزه‌ی عباس یه روزی می‌رسه 
رد میشه از کوچه‌ی یهودیا یا اباصالح

کربلا...

*****

داره قرار از دل عقیله میره
ایشالا خیمه‌هایی که زدی آتیش نگیره

ایشالا هیچ‌کس غصه‌ی یار نگیره
ایشالا هیچ پای برهنه‌ای به خار نگیره

حسین جانم...

حسین...

*****

بنا چه بود بیایند به او سلام کنند
بنا چه بود که همراهی امام کنند

رسید آن‌همه نامه از آن‌همه لبیک
بنا چه بود که همراه او قیام کنند

بنا چه بود بجنگند با فساد یزید 
که در رکاب ولی کار را تمام کنند 

حسین با زن و فرزند راه کوفه گرفت 
بنا چه بود به ناموسش احترام کنند

بنا نبود که از کوفه تا خرابه‌ی شام
نگه به خواهر او از فراز بام کنند

بنا نبود به اجبار نیزه و شمشیر
ورود عائله در مجلس حرام کنند

بنا نبود بیاید به قتلگاه حسین
که دور او ته گودال ازدهام کنند

بنا نبود که پیران با عصا به او بزنند
چنین به زخم قدیم خود التیام کنند

****

یک زن تنهام چطور 
شمرو ازت جدا کنم؟

پاشو اذون مغربه
من به کی اقتدا کنم؟

حسین جانم...

****

دلشوره امونم رو گرفته
دلتنگی بهونه‌م رو گرفته

نبینم اون روزو
نفس کشیدنت به زور باشه
نبینم اون روزو
سر تو مهمون تنور باشه

ایشالا خون نبینه گلوی این قبیله
باز نشه رو به سنان به روی این قبیله
تیر به چشمش نخوره عموی این قبیله

من می‌میرم مضطر باشی
اون روزی که بی‌سر باشی
من از حالا سرگردونم
بی‌سر میشی برگردونم

غصه‌م نه فقط مشک‌های آبه
دلشوره‌ی من واسه ربابه

یه دلخوشی داره
آرزو داره واسه شیرخواره
یه دلخوشی داره
خوشه با هر تکون گهواره

تیراندازا نکنند گلویی رو نشونه
نیاد اون روز ببینم رو دستای تو خونه
وای از اون روز که بیاد سری به روی شونه

تنها میشی روز چندم
تن می‌ریزه از زیر سم
اون روزی که میری از حال
وای از حالم وای از گودال

حسین جانم...

****

کنار گودی گودال مادرش می‌دید
محاسن پسرش دست بی‌حیا افتاد

****

تنها کشتنت
لب تشنه رو خاک صحرا کشتنت
دم مغرب روی پای زهرا کشتنت

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد