تصویر علی اکبر زادفرج - بی وجود لطف تو مذهب نداشتیم

بی وجود لطف تو مذهب نداشتیم

[ علی اکبر زادفرج ]
بی وجود لطف تو مذهب نداشتیم
در دین و علم این همه منصب نداشتیم

نورت اگر نبود به جز شب نداشتیم
ذکر حسین جان به روی لب نداشتیم

آری اگر شیعه به پا است و عاشق است
از فیض قال باقر و از قال صادق است

درهای شهر علم به دست تو باز شد
اسلام پای مکتب تو سرافراز شد 

از شرق و غرب با تو جهان بی‌نیاز شد
اصلی ترین وصیّت تو در نماز شد

در فکر شیعه بود همیشه دل شما
مائیم از اضافی آب و گل شما

خفّاش‌های نیمه شب تار آمدند
تو در نماز در پی پیکار آمدند

مانند دزد از سر دیوار آمدند
این‌گونه در مدینه همه بار آمدند

بر روی خاک از نفس افتاده می‌کشند
این‌ها به زیر پای تو سجّاده می‌کشند

در کوچه نیست پوشش و عمّامه بر سرت
آتش گرفته است دری در برابرت

اما نبود پشت در خانه همسرت
پیچیده است ناله‌ی ای وای مادرت

این حال و روز و صحنه برای تو آشناست
در کوچه پا برهنه برای تو آشناست

در کوچه دست بسته علی بود و فاطمه
تنها غریب خسته علی بود و فاطمه

در بین خون نشسته علی بود و فاطمه
با پهلوی شکسته علی بود و فاطمه

آن که فرشته بود پی همنشینی‌اش
آمد به گوش ناله‌ی فضّه‌ خذیني‌اش

هم خاطرات آن در و دیوار زنده شد 
هم خاطرات آتش و مسمار زنده شد

هم بی کسی حیدر کرّار زنده شد
هم کینه‌ی مغیره و اشرار زنده شد

ابن ربیع مثل مغیره‌است بی حیاست 
کارش همیشه طعنه و آزار و ناسزاست

بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند
سر عمّامه‌ی آقا چه قیامت کردند

دارم برای رنگ تنت گریه می‌کنم
پای نفس نفس زدنت گریه می‌کنم

باور کنیم حرمت تو مستدام بود
یا بردن تو بردن با احترام بود

باور کنیم شأن تو را رد نکرده است
این بد دهان شهر به تو بد نکرده است

مرد خدا و این‌ همه تحقیر وای من
بزم شراب آیه‌ی تطهیر وای من

هر چند بین ره بدنت را کشید و برد
دست کسی به روی زن و بچّه‌ات نبرد

باران تیر و نیزه نصیب تنت نشد
دست کسی مزاحم پیراهنت نشد

این سینه‌ات مکان نشست کسی نشد
دیگر سر تو دست به دست کسی نشد

پناه بر خدا مگه قتلگاه چقدر جا داره؟
پناه بر خدا بردن سر مگه دعوا داره؟

پناه بر خدا همه‌ی پیکر و غارت کردند
پناه بر خدا جلو مادرش جسارت کردند

و الشمر جالسٌ نفس مادرش گرفت
سر را برید و رو به روی خواهرش گرفت
***
دیگر مپرس چرا یاد مادرش افتاد؟

دو پلک بی رمق آمد به روی هم کم کم
ز زیر چشم نگاهش به خواهرش افتاد

همین که دید عمامه ندارد حسین در گودال
دو دست بر سر و در فکر معجرش افتاد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه علی اکبر زادفرج امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد