تصویر ابوذر بیوکافی - بی‌عصا و بی‌عبا و بی‌عمامه

بی‌عصا و بی‌عبا و بی‌عمامه

[ ابوذر بیوکافی ]
کشته شد از زهر کینه صادق آل عبا
بار دیگر شد مدینه وادی کرب‌وبلا
(یا ابا صالح بیا ۲)

همچو زهرا خانه‌اش سوزد میان شعله‌ها
می‌زند ناله شبیه فاطمه «مهدی بیا»
(یا ابا صالح بیا ۲)

ـ ـ ـ ـ ـ

از در و دیوار خانه شعله بالا می‌رود
دست‌بسته پابرهنه مثل مولا می‌رود
(بر علی آئینه‌اس ۲)

می‌کُند گریه به یاد غصه‌های مرتضی
یک‌نفر حتی نشد هم‌یار او در کوچه‌ها
(بر علی آئینه‌اس ۲)

ـ ـ ـ ـ ـ

بی‌عصا و بی‌عبا و بی‌عمامه می‌رود
پیرمردی پابرهنه، پشت مرکب می‌دود
(صادق آل عبا ۲)

دشمنش گویا ندارد ترسی از خشم خدا
با جسارت می‌زند سیلی به رویش بی‌حیا
(صادق آل عبا ۲)

ـ ـ ـ ـ ـ

رفته از ظلم عدو در مجلس و بزم شراب
اشک می‌ریزد به‌یاد زینب و یاد رباب
(صادق آل عبا ۲)

بی‌قرار و مضطر و غمگین و بی‌تاب‌وتب است
او قتیل داغ‌های بی‌شمار زینب است
(صادق آل عبا ۲)

ـ ـ ـ ـ ـ

می‌کِشد پا روی خاک حجره از سوز جگر
یاد خشکی لب جدش دو چشمش گشته تر
(آه و واویلا حسین ۲)

قاتل او قلب او سوزاند با زهر جفا
قاتل جدش سر او را جدا کرد از قفا
(آه و واویلا حسین ۲)

ـ ـ ـ ـ ـ

مکتب ما جعفری و مذهب ما حیدری
کار او فرمانروایی کار ما هم نوکری
(صادق آل عبا ۲)

عطر قال الصادقش فیض دمادم می‌دهد
او به ما سینه‌زنان رزق مُحرم می‌دهد
(صادق آل عبا ۲)

شاعر: آقای طاها تحقیقی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد