نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بهتر ز بهشت، خِطِّهی طوسِ رضاست جَنَّت به خدا قسم زمین بوسِ رضاست مردم همه سمتِ حَرَمَش میآیند زیرا که زیارتیِ مخصوصِ رضاست ای آمده پابوسِ بزرگ آیَتِ هستی هرگوشهی این صحن و رَواقی که نشستی قفلِ دل خود را به کدام آینه بستی یک لحظه بیاندیش که مهمانِ که هستی مهمانِ سر سفرهی لطف و مرمِ دوست جان و سرِ ما باد فدای قدمِ دوست (یکی بَرَد به چمن تا به گل ببخشد بوی یکی برد به شفا خانهها که محضِ شفاست) اعجازِ مَسیحا کند این روضه نَسیمَش یادآور گلهای بهشتیست شَمیمَش پروانه به زوار دهد دستِ کریمش دیدم همه جا بر در و دیوارِ حَریمَش جایی ننوشتهاست، گنهکار نیاید حیف است کسی در حَرَمِ یار، نیاید وقتی به سلام آمدهای، با تنِ خسته صدبار اگر توبه شکستی و شکسته بر روی تو باز است هزاران درِ بسته ای روبهروی حضرتِ خورشید نشسته اینحاست پر از زمزمهی دوست بیایید اینجا حَرَمِ ضامن آهوست بیایید نیستم آهو ولی .. هم به دردی میخورد لااقل یک گوشه از صحنت نگهبان میشوم این کریمان لطفشان هرچند آمادهاست لیک نامِ زهرا که وسط باشد دو چندان میشود بود زهرا پشتِ در، آن بیحیا در را شکست فاطمه از ضربِ در شد بیپسر، ایوای من لگدِ دومی به پهلو خورد حیدر این صحنه را تماشا کرد یک نفر داد زد سرِ زهرا یک نفر هم نگفت بیجا کرد نفسش رفت تا لگد کوبید فِضِّه او را دوباره احیا کرد ناله میزد کمک، صاحب قبالهی باغِ فدک به چه جرمی دشمن میزدش کتک ناله میزد کمک مادر زیرِ دره، سینه و میخِ در درگیر دره این شکستگیها تقصیرِ دره مادر زیرِ دره بارونه پشتِ در، پُرِ لکههای خونه روی در رد شدند آنهمه نامرد از آن در با پا تا که افتاد به روی بدنِ زهرا در آنچنان با لگدی باز شد آن در که همه فکر کردند که دیوار یکیست سادات ببخشید که او خورد زمین در همین فاصله هم کنده شد از لولا در میخ در داغ شد و مادرمان زخمی شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد