تصویر سیدرضا نریمانی - به گناهان خودم فکر که کردم دیدم

به گناهان خودم فکر که کردم دیدم

[ سیدرضا نریمانی ]
به گناهان خودم فکر که کردم، دیدم 
به تو ای شاهد مظلوم! چرا سخت گذشت

بیشتر به تو که خیمه زدی در صحرا 
یا منِ بنده‌ی تزویر و ریا سخت گذشت؟! 

سخت شد امر فرج چون که میان گودال 
شاه معطل شد و بر جدّ شما سخت گذشت

مثل هر روز بگو گریه به زینب کردی؟ 
تو بخوان روضه که بر عمّه کجا سخت گذشت؟

شیعه از غصّه بمیرد، بخدا جا دارد 
بین بازار به ناموس خدا سخت گذشت

*****
ابلیس ملعون خویش را بیکار نگذاشت
بیت خدا را نیز بی آزار نگذاشت

گفتند زهرا پشت این در ایستاده
گفتند او را راحتش بگذار، نگذاشت

در شعله‌ور شد، غنچه‌اش را در خطر دید
می‌خواست برگردد ولی دیوار نگذاشت

سعی فراوان کرد حتّی بین آتش...
در را نگه دارد ولی مسمار نگذاشت

دیگر نشد پای علی برخیزد از جا
می‌خواست برخیزد، تن تبدار نگذاشت

شاید از آن پس مرتضی هر خانه‌ای ساخت
دیگر به روی درب آن مسمار نگذاشت

*****
تورّق می‌کنم یک قتل را که در همه دنیا
اگر قتلی شده حداقل پرونده‌ای دارد

گزارش می‌نویسد کودتاچی‌ها رسیدند و
هزاران پشته‌ی هیزم به پشت در چیدند و

سپس با نعره‌هاشان پرده‌ی حُرمت دریدند و
کنار در هر آن‌چه بود را آتش کشیدند و

زبانه‌های آتش گوشه‌ی معجر رسیدند و
تمام این دقایق بچّه‌های مَرد دیدند و

بمیرم، این گزارش خط به خط خون است و خاکستر
بمیرم، لحظه‌ی دندان به هم ساییدنِ حیدر

گزارش می‌نویسد قتل با جسمی گران بوده
و مقتوله زنی که ظاهراً خیلی جوان بوده

گزارش می‌نویسد با لگد در را شکستند و
و مقتوله همان دم اتفاقاً پشت آن بوده

گزارش می‌نویسد بار شیشه داشته آن زن
گزارش می‌نویسد زخم و تاول توأمان بوده

دری بوده‌ست با گل‌میخ‌هایی جای جای آن
گزارش می‌نویسد میخِ در هم خون‌چکان بوده

گزارش گریه کرده خط به خط از غربت شویش
گزارش شرم دارد که بگوید میخ و پهلویش

گزارش می‌نویسد زن که دست از در رها کرده
گزارش می‌نویسد زن کنیزش را صدا کرده

مرورش می‌کنم هر بار با اندوه از اوّل
نمی‌دانم چه بود این‌ها، گزارش بود یا مقتل؟!

بمیرم این خطش که سال‌ها اندوهِ جان بوده
جوان بوده، چرا پس قامتش خیلی کمان بوده؟!

چگونه زنده‌ام از خواندن این روضه‌های تو؟!
چگونه من نمردم از غم وا غربتای تو؟!

*****

هیشکی نبود بگه این گل که پرپره 
این زن که می‌زنی ناموس حیدره
...
از عمد با لگد محکم به در زدن
از عمد مادرو پیش پسر زدن
...
بد زدنت
جلو چشای حسنت
ناحلة الجسم شدی و
چقدر می‌لرزه بدنت

زدن زدن زدن تو رو
...
حیدر نیومد
می‌زدنت کاری ز دستم برنیومد
حیدر نیومد
همسایه‌ها دیدن صداشون در نیومد

پربازدید‌ترین‌های شعر اول امام زمان(عج) و فاطميه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های امام زمان(عج) و فاطميه(فاطمیه)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد