نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

به پیکرش نه فقط تیر، بال و پر شده بود حسین از غم او دست بر کمر شده بود همین که گفت اخا، خیمه را عزا برداشت نگاهها نه فقط مات، بلکه تر شده بود لب ترک، ترکش متن روضه باز است که مشک پارهاش از داغش نوحهگر شده بود رشید بودن او کار دست زینب داد دو چشم نافذش، از چشمها نظر شده بود هر آنکه بود، کشید و برید و زخمی کرد قد بلند ابولفضل مختصر شده بود یاابالحسن اگر که فاصله لشگر و حرم کم شد اما شکاف بین دو ابروش بیشتر شده بود گرفت بین دو زانو که تیر را بکشد اگر چه زخم سه شعبه عمیقتر شده بود کمی زساقه تیر سه شعبه بیرون بود کشیدنش چقدر سخت و دردسر شده بود اباالفضل، برادر، فدایت، فدایت
هنوز نظری ثبت نشده