نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

به غم عشق مبتلا شدم از غم عافیت رها شدم سالها سنگ عاقلین خوردم تا که از عاشقی جدا شدم ذره بودم به روی خاک ولی با نگاه شما طلا شدم بی نیاز از تمام خَلق شدم در این خانه تا گدا شدم بارها بین راهِ قم، مشهد قبل معصومه و رضا شدم گر کسی پیش پایتان خم شد گر گدا بود شاه عالَم شد ***** سایهی چادر تو بر سر ماست حرم تو بهشت دیگر ماست بوی سیب حوالی حرمت علت مستیِ مکرر ماست دست ما را بگیر بیبی جان که رضایت امید آخر ماست ***** بغض راه گلوم را سد کرد دلِ تنگم هوای مشهد کرد آمدم بین این همه فریاد رو به روی ضریحی از فولاد السلامُ علیکَ یا سلطان من فقیرم فقیرِ مادرزاد رو سیاهم ولی به خود گفتم رئوف است هرچه بادا باد تو که با دشمنان نظر داری دوستان را کجا بری از یاد دست خالی ردم نکن آقا قسمت میدهم به جان جواد در حرم روزیم فراوان شد دردهایم نگفته درمان شد بس که پابوس عشق آمدم وطن دومم خراسان شد ذرهای آب که نوشیدم لبم آتش گرفت سوزان شد یادم آمد حدیث یابنَ شبیب باز حرفِ امیرِ عطشان شد ***** پیرهن پاره گرفتی بغلت یعنی چه ای جگرپاره به فکر تن عریانش باش جان زهرا نزن انقدر به لبهای......... اخر عمر به فکر تن و لب و دندانش باش ***** نزدیک سه ساعت، افتادی تو گودال انقدر نیزه تو خوردی، که رفتی از حال
هنوز نظری ثبت نشده