نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هی به دلم میگم خدارو داری قول آقات امام رضارو داری دوست دارم آقا صبحِ روزِ محشر بگی غمت نباشه مارو داری حالم خرابه، خرابه برا من عذابه عذابه، که دستام میونه طنابه طنابه، گلو بندِ من با ربابه منم ناموسِ بَنِ الزهرا منو کابوس و شبو صحرا اینه قاموسه تو ای دنیا منم تنها، منم تنها دیگه نا ندارم بابا دیگه پا ندارم بابا واسه بوسه روی گونم دیگه جا ندارم بابا میخوام عمومو، ببینه کبودی رو مو گلومو، جای سوختگیهای مو مو کدومو، بگم لکنتِ گفتوگو مو عمو از حالم خبر داره خبر داره، چشام تاره خبر داره، بردن از گوشم، گوشواره بگو از سفر برگرده بگو دخترش پر درده بگو به اسیری رفتم، بدونِ تو مثلِ برده (بابایی حسین، بابایی...) سر بریده، ببین عمه رنگش پریده بریده، تورو بس که رو نیزه دیده کی دیده، غمایی که عمه کشیده داره میسوزه به پای من سپر شد خیلی، برای من زدن چهل منزل، همه اونو بهجای من میخونم برات سربسته شده عمه خیلی خسته روی صورتش بابای جای ضربههای اون نامرده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد