نصب اپلیکیشن نوا
تصویر عادل خوشرو - بقیه الله ای مهربونم

بقیه الله ای مهربونم

[ عادل خوشرو ]
بقیة الله، ای مهربونم
کجایی آقا، دردت به جونم

زندگی بی تو برام عذابه 
بیا که حالِ، همه خرابه

اومده از راه ماه محرم 
شد روضه‌خونه دلا محرم

گریه کنید با گریه‌ی مادر 
که دید حسین و با تنِ بی سر 

بازم صدای مادرش، پیچیده بین روضه‌ها 
ای پسره تشنه لبم، افتادی بینِ نیزه‌ها 

بمیره مادرت حسین، غریبه گیر آوردنت 
برو بیای رو تنت، جلو چشام می‌زدنت

بنیه قتلوک عطشانا...

****

(حدودا ساعتِ سه شمر وارد شد به گودالش)۲
زنازاده نگاهی کرد آقا رو و می‌خندید به احوالش

به خاک افتاده بود ارباب، چشمانش کمی بسته 
صدایش از ته حنجر، صدای خس‌خس‌ِ خسته
 
برش گردان با پا، تا کند پامال جسمش را 
برش گردان با پا، تا بسوزاند دل زهرا 

حدودا ساعت چهار است، دیگر کار پیچیده 
به روی تلِ خاکی، دختری از ترس لرزیدا

حدودا ساعتِ پنج است، در گودال غوغا شد 
سرِ دزدیدن پیراهنِ ارباب دعوا شد 

حدودا ساعت شش است، قاتل دور مقتول است 
همه رفتند از گودال، اما شمر مشغول است
 
دیدم جای آب لبات، دارد چکمه می‌خورن
حتی کافرهارو هم، اینجور سر نمیبرن

لحظه‌ای که شمر اومد، تن تورو برگردوند 
کاشکی نبود اونجا مادر
خس‌خس سینت داداش، هنوز توی گوشم هست 
نفس زدی زیرِ خنجر

کی غیر از بنی اسد، می‌گیره ازت سراغ 
می‌چسبه تنت سه روز، روی سنگ و ریگ داغ

نعلای مرکب نو بود
به جاش رگات هی زخم از، یه تیغ کهنه می‌خوردند
عصر دهم چندتا اسب بچه‌ها زنده زنده
زیر سم اسبا مردند  

****

(هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید
عزیزِ فاطمه از اسب سرنگون گردید)

او می‌دوید و، من می‌دویدم 
او سوی مقتل، من سوی قاتل

او می‌نشست و، من می‌نشستم
او روی سینه، من در مقابل 

او می‌کشید و، من می‌کشیدم 
او خنجر از کین، من ناله از دل 

او می‌برید و، من می‌بردیم

****

ریان‌ابن‌شبیب جدمونو غریب، گیر آوردند 
ریان‌ابن‌شبیب آبو واسه حبیب، دیر آوردند 

به شیب گودال، سرازیر شد
حسین پیر شد
آخ لب گودال زمین گیر شد 

خدایی نامرده
اونی که با نیزه راه گلوتو سد کرده 
یا اونی که پیشه زینب جسم تورو لگد کرده

یکی عصا می‌زد
یکی دیگه به صورتت آقا با کف پا می‌زد
یه مادری هم گوشه‌ی گودال تورو صدا می‌زد

دست و پا نزن، جونه مادرت
پنجه کرده تو، موهای سرت

حسین، آه، آه، آه...

****

بگو چیکار کنم شمر از تنت چکمشو برداره 
بگو چیکار کنم خون از رگات نزنه فواره 

بسه داداش چقدر، می‌زنی صدا مادر و  
چند ضربه لازمه تا جدا کنه این سر و

بگو چیکار کنم، شلاقارو دارن می‌چرخونن 
به زیر تازیانه دخترات زنده نمی‌مونن

پاشو که ابن سعد، دستامو می‌بنده طناب 
من بنت الحیدرم، من کجا و بزم شراب 

بگو چیکار کنم تا مادرت نبینه پهلوتو 
بگو چیکار کنم شمر پیش من چنگ نزنه موت‌و

حسین، آه...

(چقدر زیر لب گفت آب، آب 
چکمه‌ها بود که بر دهان می‌خورد)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل