نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

شد برقرار نالهی ما بیقرارها افتاد بارمان به دیارِ تو بارها از یک خروشِ یاربِ شبزنده دارها حاجت روا شدم هزاران هزاربار کو عاشقی که ناله ز خونِ جگر زند هجران کشیده باشد و دائم به سر زند یک آهِ سردِ سوختهجانی، سحر زند بر خرمنِ وجود جهانی شرارها ما دل نبستهایم به خویشان و بستگان حاجات ما روا شده با درد خستگان آری دعای نیمهشبِ دل شکستگان باشد کلید قفل مهمّات کارها دل بستهایم ما به همه ماجرای خود هرکس که بیکَس است، کسی شد برای خود نازد گدا به صاحبِ دولت سرای خود نازد خدا به شرمِ روی شرمسارها زهراست عزّت و شرفِ مرتضی علی ما را خریده از طرف مرتضی علی سائل شدیم در نجفِ مرتضی علی نادِعلیست زمزمهی شهریارها مُحرِم شدیم در حرم کربلا حسین پرده بکش به روی گناهان ما حسین مستیم مستِ عطرِ ضریحِ تو یا حسین ای سوزِ آهِ گریهی بیاختیارها حسین ای ذبحِ بیرمق شده، تشنه پای آب شد گریههای مادرِ تو هم صدای آب عطشان شدی لب تو تَرَک خورد جای آب خوردی سنان و سنگ ز گوشه کنارها پیراهن شریف تنت شد غبارها
هنوز نظری ثبت نشده