نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر فاطمه و احمد و حیدر صلوات بر کوثر و زُریهی کوثر صلوات تقدیم به بانوی سرای ارباب نازِ قدم علی اکبر صلوات جمال مصطفیٰ بنگر به سیمای علی اکبر کمالِ مرتضیٰ در روحِ والای علی اکبر نبی صورت، علی سیرت، عسل خصلت که ثارالله، ببوسد پای تا سر قد و بالای علی اکبر علی ممسوسِ فی ذات است در آیینهی توحید هرچه آینه غرق تماشای علی اکبر مرام سفرهداری چون عمو جانش حسن دارد سخاوت پوچ و بیمعناست منهای علی اکبر شهادت روز عاشورا به استقبالِ او آمد که گیرد بوسه از خاک کف پای علی اکبر عجب شوری عجب عَزمی چه ایثاری عجب رزمی ندیده کربلا در عشق همتای علی اکبر بجز سودای او در سر ندارم با یقین گویم نباشد در دلم غیر از تمنای علی اکبر مرا در عالم زر، زر خریدِ عشق او کردن شدم روز اَزل مجنون صحرای علی اکبر به دل این آرزو دارم که در غوغای وانفسا رسد پروندهی ما هم به امضای علی اکبر شب نور شب شور صدای تپش نبضِ زمین میرسد از دور اگر لیلهی قدر است شب یازدهم ماه تمام آمده و صبح سلام آمده و باده به جام آمده و روح قیام آمده او کیست که این گونه ربوده است دل از عالم بالا به کمالش به جلالش به خصالش نبوی، سیرت و صورت علوی شوکت و صولت حسنی خصلت و رحمت همهی حسن در او جمع شده شمع شده محفل نورانی اصحابِ کساء را یدالله، اسدالله، اُذُن الله زند بوسه به رویش و به سرپنجه زند شانه به مویش که در آینهی او، سیر کند روی پیمبر و از او میشنود بوی پیمبر نفسش روحِ حیات است سرا پا حسنات است نگاهش برکات است بَرات است علی اکبر لیلاست گل احمدِ لیلاست که تاج سر لیلاست و عالم شده مجنونِ جَمال و ادب او نسب او حسب او به خدا میرسد از بس که دلیر است و دلآرام و دلآرا علی احمدِ مختار، علی حیدرِ کرار، علی غیرت سرشار علی مهر، علی ماه، علی جلوهی دلخواه علی راه، علی سِیرِ الی الله در آغوش حسین است که آرام سراپا همه شور است هواییست دلش کربوبلاییاست شکوه است قدمهاش به سنگینی کوه است رسیده است به ما نعرهی تکبیر در آن عرصهی تقدیر به شمیر زَنَد گردن تزویر و تسخیر کند معرکهی کربوبلا را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد