نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ببخش اگر که دست و پاگیرم ببخش اگه بهونه میگیرم بچهم دو روزه رفته رو نیزه من دارم از دلشوره میمیرم خانم، زینب، اگه راه دور رفته باشه چی؟ خانم، زینب، اگه تو تنور رفته باشه چی؟ خانم، زینب، توی آفتاب مونده باشه چی؟ خانم، زینب، موهاشو آتیش سوزونده باشه چی؟ کاری ازم برنمیاد به غیر آه، آه پسرم کشتند شیرخوارهی من رو بیپناه، آه پسرم کاشکی بمیره مادرِ بچهم خیلی کوچیک بود حنجر بچهم یادم نمیره دَمِ دروازه بازی میکردند با سرِ بچهم خانم، زینب، اگه رو نیزهها مونده باشه چی؟ خانم، زینب، زیر دست و پاها مونده باشه چی؟ خانم، زینب، اگه چشمش رو نبسته باشه چی؟ **** منو ناامید کردی داغمو شدید کردی قبل اصغرم ای تیر حرفمو شهید کردی گفتم نیا اما اومدی گفتم نزن، باشدّت زدی چهجوری دلت اومد، به مویی سرش بنده میبینی چیکار کردی، جای گریه میخنده دور دیدی چشمای عموشو بوسیدی جای من گلوشو بمیرم تنت سرده تو چشمات هنوز درده دارم میبینم ای تیر جاتو نیزه پُر کرده آه از غروب، آه از کربلا محشر شده پشت خیمهها روی نِی میره شیرخواره، ربابم توی بازار جلو چشمای مادر میافته زمین صد بار وای علیاصغرم، وای علیاصغرم... نور دو دیدهی تَرم، وای علیاصغرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد