نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غم یوسف و پیراهن الهی که بمیرم من برا اون لحظه که دیدن روی خاکه تنت شدی سمت حرم راهی تو با بقیة اللهی میگفتن تو پناه گاهی تو خونه زدنت شبیه جدت میخوندی قرآن خبر که پیچید گفتم حسین جان چشاتو بستی با لب عطشان خبر که پیچید گفتم حسین جان به امان الله یا شهید الله دلم با یاد تو مأنوس پُر از آهم پُر از افسوس توی رواق کشور دوس زمین گیر شدم شبیه ابر سرگردون تو قلب آسمون حیرون شدم گریه شدم بارون سرازیر شدم شبیه مادر خستهی خسته نفس بُریده پهلو شکسته شبیه حیدر تنهای تنها زخمی زخمی از همه دنیا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد