تصویر حاج محمدرضا طاهری - بازم شب قدر و بی‌قراری

بازم شب قدر و بی‌قراری

[ حاج محمدرضا طاهری ]
بازم شب قدره و بیقراری
غلت می‌خوره رو گونه‌های خیسم
بازم شب قدره و حاجتام و
یکی یکی با گریه می‌نویسم

حاجتم اینه آقام و ببینم
کاشکی که آرزو به دل نمونم
دوست دارم از خجالتش در بیام
خدا کنه ازش خجل نمونم

باز شب قدره خودم می‌دونم
که قدرت و نمی‌دونم آقاجون
من امشب اومدم بگم که دیگه
پشیمونم پشیمونم پشیمون

کی میشه از کعبه خبر بیاد و
صدا اذونت بپیچه تو گوشم
برای انتقام بریم مدینه
کنار تو لباس رزم بپوشم

نمی‌دونم کوفه‌ای یا کربلا
نمی‌دونم کجا عزا گرفتی
به‌جای نایبت که پیشمون نیست
به آسمون دست دعا گرفتی

******

الا ای چاه یارم را گرفتند 
گلم باغم بهارم را گرفتند 

خودم دیدم که با یک ضرب سیلی
همه دارو ندارم را گرفتند

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد