نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز کن در به روی سائل هجران دیده این منم بندهی آلودهی خُسران دیده پاک کن اشک مرا و بغلم کن یا رب عبد سَرخورده محبت زِ کریمان دیده دستم از دست تو وا شد که چنین گم شدهام آنقدر حادثه این کودک گریان دیده نَفسِ سَرکش چه بلایی که نیاورد سَرم چهکسی مثل من اینگونه پشیمان دیده؟ چشمپوشی زِ خطا، مَسلک اهل کَرم است هرچه بد کرده گدا باز هم احسان دیده غرق عصیان شده بودیم، که مادر آمد شیعه از چادر او خِیرِ فراوان دیده زیر و رو کن دل آلودهی ما را، به علی ذکر او را لب ما آیهی قرآن دیده گرچه گیریم، رضا ضامن ما خواهد شد لطفها نوکر از آقای خراسان دیده بیقراریم، به ما رزق حَرم را بدهید نوکرش هرچه که دیدهست زِ هجران دیده آب می خواست، که شمر آمد و او را چرخاند خنجری را لبِ پاخوردهی عطشان دیده کهنه پیراهن او دست حرامی افتاد خواهری جسم پُر از نیزهی عریان دیده ****** عشق یکی حسین یکی خدا یکی کعبه شد یکی کربلا یکی یا حسین بگو شدی فدای کی که حالا فدات میشن یکی یکی نفس میکشم هوای تو رو شنیدم از ته گودال صدای تو رو چی میخوام ازت دعای تو رو نگاه میکنم با حسرت شهدای تو رو ای پناه بی پناهان حسین ای امید نا امیدان حسین آخرین ذکر شهیدان حسین ****** همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه ***** حسین قربون صدا زدنت خیلی بی هوا زدنت حالا روی چادرمه خاک دست و پا زدنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد