تصویر حسین طاهری - باز هم جز سخن شهد و شِکر، هیچ مگو

باز هم جز سخن شهد و شِکر، هیچ مگو

[ حسین طاهری ]
باز هم جز سخن شهد و شِکر، هیچ مگو
وقت‌ شادی شده‌ از خونِ جگر، هیچ مگو
تا غلامِ قمرم غیر قمر، هیچ مگو

مست‌ عباسم و از عمقِ جگر می‌خوانم
من غلامِ قمر نیمه‌ِ شب شعبانم

مست‌ و‌ دیوانه‌شدم، عقل‌ به‌ من می‌خندد
گل‌ نرگس به در‌ و‌ دشت‌ و‌ دمن می‌خندد
نرجس آورده پسر باز حسن می‌خندد

مطربا وقت‌ غزل‌خوانی‌ و بر دف‌ زدن است
شیعه‌ در‌ شادی‌ و‌ شور‌ و شعف‌ و‌ کف‌زدن است

دوش‌ در حلقه‌‌‌ی ما قصّه‌ی گیسوی تو بود
تا دلِ شب سخن‌ از‌ سلسله‌ی‌ موی تو بود
شیعه مشتاقِ کمان‌خانه‌ی اَبروی تو بود

هاتفی گفت که یارِ ازلی آمده‌ است
چهارده‌ بار علی پشت علی آمده‌ است

آن که‌ در‌ جسمِ جهان‌ روح‌ شده‌، مهدیِ ماست
عمر‌ او خضر‌تر از نوح‌ شده، مهدیِ ماست
کاه‌ در مکتب او کوه شده، مهدیِ ماست

هر که از آمدنش شاد شده کف بزند
سینه‌اش فاطمه‌آباد شده کف بزند

اولیاء شیفتگان پسر زهرایند
اصفیاء سر به روی خاکِ فرج می‌سایند
انبیاء منتظر دولت این آقایند

یکی از منتظرانِ فرج او عیساست
ذکرش عجّل لولی‌َ الفرجِ مهدیِ ماست

کاش باشیم برایش همه مِرآتِ ظهور
روز‌ و‌ شب بر لبمان ذکر‌ و‌‌ مناجات ظهور
و ببینیم در آفاق، علامات ظهور

آید آن روز که اخبار بگوید، آمد
شیعه در کوچه و بازار بگوید، آمد

در مرامش بنویسید که غارت ممنوع!
کیسه‌‌ی ملّت اگر هست، خسارت ممنوع!
سفر خارج و ویلا و عمارت ممنوع!

می‌رسد آن که غمِ او غمِ بیت‌المال است
پسرِ شیر‌ خدا مَحرم بیت‌المال است

او نباشد، همه‌ جا سیل بلا می‌آید
با ظهورش به‌ جهان صلح‌ و‌ صفا می‌آید
عاقبت از طرف کعبه صدا می‌آید

هر که دارد سرِ همراهیِ ما، بسم‌الله
هر که دارد هوس کرب‌و‌بلا، بسم‌‌الله

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد