تصویر حاج منصور ارضی - بار سفر انداخته‌ام تا روی دوشم

بار سفر انداخته‌ام تا روی دوشم

[ حاج منصور ارضی ]
بارِ سفر انداخته‌ام تا روی دوشم 
آمد صدای مهربانِ تو به گوشم
می‌خواهم از نهر رجب باده بنوشم 
گفتم گنهکارم، تو گفتی پرده پوشم

آغوش وا کن از همه دل کنده‌ام من 
از این همه خوبیه تو، شرمنده‌ام من

گنبد حرم ایوان طلا زیباست اما
چشمان پر احساس تو دارد تماشا
جای همه دلتنگی‌ام در دار دنیا
یک بوسه از دستان تو می‌خواهم آقا 

مانند زهرا مادرت سائل نوازی
بر درد هر بی‌چاره‌ای تو چاره سازی

وقتی دم باب‌الجوادت می‌نشینم 
انگار نه انگار که روی زمینم 
در خانه‌ی تو زائر عرش برینم 
حس میکنم نزد امیرالمومنینم

حق می‌دهی بابا کنم امشب صدایت
بوی نجف می‌آید از صحن و سرایت

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد