نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابالحوائجی شده درگیر سلسله بابالحوائجی هدف تیر حرمله بابالحوائجی ته زندان بیکسی بابالحوائجی وسط سوت و هلهله آن روی نیزه با سر کوچک، نماز خواند این با دو پای خوردشده، گرم نافله این مادرش نبود که گریه کند براش آن مادرش شده زن گریان قافله این خواهری نداشت، اسارت دقش دهد آن خواهرش اسیر و کف پاش، آبله این جان سپرد بین سکوت سیاهچال آن رفت با حرم، سر بازار غلغله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد