نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

با لبی پُر زِ خون، مرا صدا میزنی من نگه میکنم، تو دست و پا میزنی داغ تو بر دلم، قاتلت قاتلم یا بنیَّ یا بنیَّ، یا بنیَّ یا بنیَّ چه بلایی ببین بر سرم آمد علی سِرِّ مستور ما از حرم آمد علی گوییا مادرت در پِیِ حیدر است یا بنیَّ یا بنیَّ، یا بنیَّ یا بنیَّ **** جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر درِ خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر درِ خیمه رسانم
هنوز نظری ثبت نشده