با لب پاره لب بام سلامم به شما
حاج جواد حیدریپسندیدن4
بازدید6.6K
با لب پاره لب بام سلامم به شما تا بگیرد دلم آرام سلامم به شما آخر از عشق تو راهیّ سرِ دار شدم ای علیزاده ببین الگوی تمّار شدم باز هم شُکر زن و بچّه ندیدند مرا موقعی که وسط کوچه کشیدند مرا هیچ کس نیست دگر دور و بر مُسلِم تو بسته شد مثل علی بال و پَر مُسلمِ تو سر عباس و پسرهات سلامت آقا گر شکستند در این کوچه سرِ مسلم تو قِسمت این بود لبِ تشنه شهیدم سازند پیشمرگ جگرت شد جگر مسلم تو لب من خشک و دو چشمم تر و قلبم سوزان زدهاند آتش بر خشک و تر مسلم تو به فدای سر یک موی عزیزان تو باد جانِ هر دو پسرِ دربهدرِ مسلم تو کاش میشد بنویسم که نیایی اینجا که میآید به سر تو چه بلایی اینجا حاصل این سفرت بی علیاصغر شدن است بیبرادر شدن و بی علیاکبر شدن است **** خلعت نوکریاش را به تنم کرد حسین مورد مرحمت پنجتنم کرد حسین دست من نیست اگر پیروهنم پاره شده پیروهنپارهی آن پیروهنم کرد حسین گفتم آنقدر حسین جان که حسینیه شدم حمدلِله که بیت الحَزنَم کرد حسین صورتِ خونیِ ما گفت شهیدیم همه زیر این خیمه چه خونین بدنم کرد حسین نعل بر سینهی او خورد که ما سینه زدیم سینهاش خُرد شد و سینهزنم کرد حسین