نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این عذاب منه به قصد غربت، سنان میزنه این غم زینبه تو افتادی ای بلندمرتبه جای تو روی منبره؛ نه ته گودال منبر تو پیمبره؛ نه ته گودال ایوای ایوای (حسین من)3 آه! شدی غرق خون عزیزم از اسب، شدی سرنگون آه! جسارت شده حرم برگرد که سهساعت شده بَکَت ملیکةُالسّماء؛ حسین من مادرو میزنی صدا؛ حسین من وقت ذبح گلوی تو، حسین من میشینم روبروی تو؛ حسین من توو مشت شمر موی تو، حسین من وای! شروع میکنن دارن نیزه توو گلو میکنن وای! غروبه حسین برات قلب من میکوبه حسین تن تو پارهپاره شد؛ أسَفا عَلَیک زخمی بالحجاره شد؛ أسَفا عَلَیک ای کشتهی هذا الْقَلِیل قَـتیل الله وَابنَ قتیل واسه اشکم تنها دلیل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد