نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای ناگهان عزم سفر کرده؛ خداحافظ ای گریهی ما را درآورده؛ خداحافظ رفتی و در آوازهی فریادها ماندی از دیدهها رفتی ولی در یادها ماندی رفتی ولی راه تو باقی مانده؛ آقا جان در اوج شب؛ ماه تو باقیمانده آقا جان پرچم پس از تو نیز پایندست؛ میدانم بعد از پیمبر هم خدا زنده ست؛ میدانم آری خودت رفتی ولی این راه میماند بعد از پیمبر مکتب «الله» میماند با دشمنانت از «لکم اعمالکم» گفتی «الله مولانا و لا مولا لکم» گفتی گفتی عزیز از پستها، خواهش نخواهد کرد مثل منی با دشمنان، سازش نخواهد کرد گفتی لگد بر پرچم تکفیر باید زد تا آخرین دشمن فقط شمشیر باید زد دلتنگ لحن خطبهی کوبنده است هستیم دلتنگ صبح دلپذیر خندهات هستیم برگرد و از ما جان بخواه ای مهربان آقا برگرد و «ای ایران» بخواه از روضهخوان آقا ما عهد میبندیم از تو سرنگردانیم تا زندهایم از راه تو رو برنگردانیم تا بیرق خونخواهی تو روی دوش ماست یکحرف ما داریم؛ آن هم مرگ آمریکاست هرچند بسیار از حرامیها غضب داریم گرچه از اسراییل، چندین خون طلب داریم سوگند به امالائمه فاطمه؛ آقا خون تو خیلی فرق دارد با همه؛ آقا داغت نشانی میشود بر تارک این ایل خون تو سیلی میشود بر جان اسرائیل امروز وقت یکهتازی قشون توست هرکس که کوتاهی کند، مدیون خون توست هرچند از داغ غمت تا حشر میسوزیم از برکت خونت بر استکبار پیروزیم حالا که دیگر رسته از رنج و بلا رفتی با ما بگو بعد از شهادت کربلا رفتی؟! با اینکه عمری عهدهدار این علم بودی هفتادسال از عمر خود دور از حرم بودی در امنیت بیرنج و بیدرد و بلا رفتیم هر اربعین جای تو ما تا کربلا رفتیم ای سفرهدار روضهی زهرا؛ خداحافظ ای غصّهدار غربت مولا؛ خداحافظ ای رفته در روضه به اوج آسمان آهت دست علی موسیالرضا باشد به همراهت آقا به ما مرگ حسینی را نشان دادی ماه مبارک، روزه بودی ؛تشنه جاندادی میراث دار حضرت حیدر؛ خداحافظ بدرود ایرانی ترین رهبر؛ خداحافظ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد